مولا دوســــت میدارمت...
از درد یک دست به کمر دارد و یک دست به دیوار خانه خدا، دوباره باید خواند همه خواندند نوبت اوست. او ذخیره خداوند است. همه خواندند: اقرأ باسم ربک الذی خلق/ فزت و ربّ الکعبه/ هل من ناصر ینصرنی
همه خواندند و حالا نوبت اوست: یا اهل العالم اناالمهدی آل محمد فاالتّبعوه
از شدت ظلم است که تنها تکیه گاهش دیوار خانه خدا شده و گریه هایش جایی امن تر از دلش ندارند:
این دل اگر کم است بگو سر بیاورم * یا امر کن یک دل دیگر بیاورم
مولا خلاصه عرض کنم دوست دارمت* دیگر نشد عبارت بهتر بیاورم....
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی ۱۳۹۱ ساعت ۸:۲ ب.ظ توسط ســــهیلا
|